مقدمه
شاید بتوان یکی از اصلیترین مصداقهای عوض شدن چهره و ساختار شهر و معماری امروز نسبت به گذشته را در تغییر رابطه فضای ساخته شده با محیط، اقلیم و طبیعت پیرامون پیدا کرد. اگر تا پیش از دوران معاصر، معماری سعی در هماهنگ کردن خود با شرایط اقلیمی و طبیعی پیرامون خود داشت، از یک دوره خاص به بعد خود را از این قید رها کرد. این آزاد کردن البته هر دو وجه مثبت و منفی را با خود دارد.
معماری هماهنگ با اقلیم
شهر قدیم و معماری آن، حاصل یک تجربه طولانی از همزیستی انسان و طبیعت بود. یعنی پاسخ انسان شهرنشین به دشواریهای پیرامون خود،از راه فرمها و شکلهای معمارانه بیان میشدند بدون آن که این پاسخها بخواهند بر طبیعت غلبه کنند یا آن را نادیده بگیرند. یعنی در حقیقت معماری، طبیعت را به عنوان بستر اصلی شکلگیری خود میشناخت و سعی میکرد راهی برای زیستن در جوار آن یا همراه با آن پیدا کند. نمونه این اتفاق را در شهرهای کویری، شهرهای شمالی و شهرهای سرد و کوهستانی ایران میبینید. معماری خانهها، ارتفاع دیوارها و ضخامتشان، اندازه پنجرهها و شکل آنها، عرض کوچهها و بسیاری عناصر دیگر راه حلهایی هستند برای زندگی همراه با طبیعتی که میتوانست خشن و یا برعکس معتدل و مهربان باشد. معماری شهری مثل یزد اصلن نمیتوانست در شهری مثل اردبیل تکرار شود. آب، باد، آفتاب و خاک در هر اقلیمی برای ساکنان آن معنای خاص خود را داشتند و بنابراین شکلها و فرمهای ویژهای از معماری را به وجود میآوردند. اگر مثلن نقشه شهر اردکان را بررسی کنیم میبینیم محلهها چه طور بر اساس گذر آبهای زیرزمینی و قناتها شکل گرفته اند. این یعنی وابستگی و هماهنگی معماری با اقلیم.
رهایی از محدودیتها
اما ارمغان یا شاید سودای "عصر جدید" غلبه بر این محدودیتهای اقلیمی و طبیعی بود. اگر تا پیش از این در مناطق کویری، پنجرهها طوری بودند که نور آفتاب بیش از حد داخل خانه را گرم و غیر قابل تحمل نکند، امروز وسایل جدید برای معمار این امکان را فراهم کرده تا کاملن به اقلیم اطراف خودش بی اعتنایی کند و فضا را طوری طراحی کند که انگار طبیعت در هر لحظه و هر جا به اختیار اوست
به این ترتیب از شمال تا جنوب از منطقه گرمسیر تا سردسیر، عادت کهن انطباق با طبیعت و همزیستی با آن فراموش شد و فضای ساخته شده از یکی ازمهمترین زمینهها ی خود جدا شد. لزوم هماهنگ بودن با اقلیم، خواه ناخواه باعث به وجود آمدن فرمهایی در معماری یک شهر میشد که همگی باهم هماهنگ و متجانس بودند. بنابراین با کنار گذاشتن طبیعت از دستور کار معماری، آن عامل هماهنگ کننده درونی نیز، کنار گذاشته شد.
انرژی ارزان و طبیعت فراموش شده
امکانات و تکنولوژی را به مسالهای به نام انرژی ارزان یا تقریبن مجانی در ایران اضافه کنید، آن وقت دیگر اصلن مسالهای به نام اقلیم و طبیعت از دستور کار سازندگان و مصرف کنندگان فضای ساخته شده حذف شد. بنابراین به نظر میرسد معماری در یک محیط انتزاعی خلق شدهاست. چیزی که میتواند در هرگوشهای از این سرزمین تکرار شود بدون آن که مهر یا نشان تعلق به مکانی خاص را داشته باشد
در ابتدا ممکن است این طور به نظر برسد، که این همان شرایط آرمانی است که معماران برای سدهها به دنبال آن بودهاند. یعنی حذف محدودیتهای طبیعی یا به عبارت دیگر "هر طور دلت میخواهد بساز
اما سئوال اصلی آن است که چرا وقتی از اواسط قرن حاضر خورشیدی، لزوم هماهنگی ساختاری و شکلی با اقلیم و طبیعت در شهرهای ایران از میان رفت یا فراموش شد، این آزادی باعث آفرینش فضاها، شکلها و فرمهای نو و خلاقانهای نشد که به عنوان پاسخی مناسب به شرایط جدید زندگی بتوانند به نمونههای مثال زدنی تبدیل شوند؟لزوم هماهنگی با طبیعت، یک ریتم و هماهنگی درونی را در واحدهای معماری و شهری به وجود میآورد که با کنار گذاشتنش، آن هماهنگی از میان رفته و البته هنوز چیز دیگری جایگزین آن عادت دیرینه نشده است تا این تغییر سلیقه معنا پیدا کند
اگر ادبیات و شعر فارسی در اوایل این قرن، با کنار گذاشتن ضرورتهای کهن وزنهای عروضی به افقهای جدیدی دست پیدا کرد که بیان کننده نیازهای عاطفی انسان ایرانی بود، سئوال این جاست چرامعماری و فضاهای شهری ما، با کنار گذاشتن آن الزامات قدیمی و امکان استفاده از تکنولوژی جدید، به زبان خاص و در عین حال ویژه ی خود دست نیافتند.
نواحی کوهستانی و مرتفع فلات
شرایط اقلیمی
دو سلسله جبال البرز و زاگرس نواحی مرکزی فلات ایران را از سواحل دریای خزر در شمال و جلگه بین النهریب در غرب جدا می کند. شیر کوه، کوه تفتان و کوه های منفرد دیگری نیز در قسمت های مرکزی و شرقی ایران وجود دارد. این کوهستان ها سرچشمه رودخانه ها و قنات های کشور می باشند. رشته کوه های واقع در شمال و غرب کشور اکثرا برف گیر بوده و در دامنه شمالی رشته کوه البرز، جنگل های انبوه و در دامنه کوه های زاگرس در غرب کشور، جنگل های تنک بلوط، نارون و افرا وجود دارد.
خصوصیات آب و هوایی این نواحی به قرار ذیل است:
سرمای شدید در زمستان، معتدل در تابستان
بارشبرف سنگین در قسمت های شمال و شمال غرب کشور
رطوبت هوا کم
به علت ناهمواری ها و شیب زیاد زمین، فقط روستاها و شهرک های کوچک در دامنه کوه ها می توانند گسترش یابند و شهرهای بزرگ در صورتی در این ارتفاعات امکان توسعه داردکه سطوح مسطح وسیعی در دامنه کوهستان وجود داشته باشند. از این نوع شهرها می توان از شهر کرد، اراک و همدان نام برد.
در اینجا ذکر دو نکته در رابطه با کاهش دمای هوا در نواحی مرتفع نسبت به نواحی پایین تر ضروری است: اول اینکه جو زمین مانند یک خازن حرارتی حدود 10 الی 15 درصد از حرارت تابشی خورشید به کره زمین را به خود جذب می کند. این مطلب به خاطر جرم هوا و خصوصا وجود لایه اوزن، دی اکسید کربن و بخار آب در جو می باشند. همچنین جو زمین مانند یک عایق حرارتی، باعث کاهش تابش حرارت زمین گرم به اسمان سرد در شب هنگام می شود. نکته دوم، به دلیل جاذبه زمین هر چه از سطوح پایین تر روی زمین به طرف سطوح بالاتر برویم، هوا رقیق تر می شود و رطوبت ان نیز کاهش می یابد.
با توجه به نکات فوق، در نواحی مرتفع، لایه جو رقیق تر و بخار اب موجود در آن کمتر و عملکرد حفظ حرارتی آن ضعیف تر است. در نتیجه در ارتفاعات درجه حرارت کمتر از نقاطی با عرض جغرافیایی یکسان است و نوسان درجه حرارت در طی شبانه روز در نواحی کوهستانی بسیار زیاد می باشد.
با توجه به برودت بسیار زیاد هوا در بخش عمده ای از سالدر این نواحی، حداکثر استفاده از تابش آفتاب، بهره گیری از نوسان روزانه دما، حفظ حرارت و جلوگیری از باد سرد زمستانی در محیط های مسکونی امری ضروری است.
ویژگی معماری بومی مناطق سرد: اگر چه میزان سرما و دوام آن در مناطق سرد متفاوت است. ولی به طور کلی، اصولی که برای جلوگیری از اتلاف حرارت ساختمان در قسمت های مختلف این مناطق رعایت شده، یکسان و به طور عمده شبیه به اصولی است که در معماری مناطق گرم و خشک مورد توجه بوده است. با این تفاوت که در منطق سرد،ف منبع ایجاد حرارت در داخل ساختمان است. همچنین در این مناطق، تا حد ممکن تلاش شده به شکل طبیعی یا با استفاده از بخاری های بزرگ، گرمای ناشی از ]حضور[ افراد، پخت و پز یا حتی حیوانات، ساختمان گرم شود. اصول کلی و عمده که در معماری بومی این مناطق رعایت شده عبارتند از: 1- استفاده از پلان های متراکم و فشرده 2- به حداقل رساندن سطح خارجی در برابر حجم مورد پوشش 3- استفاده از مصالحی با ظرفیت و عایق حرارتی خوب 4- به حداقل رساندن سطح میزان تعویض هوای داخلی و تهویه طبیعی و در نتیجه، جلوگیری از ایجاد سوز در داخل و خروج حرارت داخلی به خارج از ساختمان 5- انتخاب بام های مسطح و نگهداری برف ر روی بام ها به عنوان عایق حرارتی. تنها تفاوت بین معماری این مناطق و مناطق گرم و خشک، تمایل و ضرورت استفاده از حرارت ناشی از تابش آفتاب در داخل ساختمان در فصل سرد است. البته این نیاز معمولا تحت الشعاع تاثیر باد و سرمای ناشی از وزش آن بر ساختمان قرار می گیرد و در مجموع سعی شده سطح خارجی در حدافل ممکن نگه داشته شود. ولی در هر صورت برای استفاده از انرژی حرارتی حاصل از تابش آفتاب، پوشش سطوح خارجی به رنگ تیره انتخاب شده و ابعاد پنجره ها نیز نسبت به مناطق گرم و خشک افزایش یافته است.